أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
263
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كنيد عرض دنيا و متاع دنيا باشد از بهر طمع مال او گوئيد كه : او مسلمان نيست و او را بكشيد تا مال او برداريد ، متاع دنيا را [ عرض ] خواند از بهر آنكه او را بقائى نيست تشبيها بالعرض الّذى هو خلاف الجوهر ، غنيمت از خداى جوئيد كه نزديك خداى غنيمتهاى بسيار است و ثواب بهشت است كسى را كه از مثل اين كارها تحرّج « 1 » كند ، آنگه گفت : مكنيد چنين كه شما نيز همچون ايشان بودهايد يعنى كافر بوديد باظهار كلمهء اسلام ايمن گشتيد يا شما نيز پيش از اين همچنين بوديد ؛ چنان كه اين مرد ايمان خود را از قوم خود نگاه ميداشت از آنكه مىترسيد شما نيز مىترسيديد ؛ تا آنكه خداى تعالى بر شما منّت نهاد بدانكه شما را بسيار گردانيد و قوّتى و شوكتى شما را ارزانى داشت تا شما بر مشركان دست يافتيد و ايشان را مقهور و منكوب گردانيديد پس شما تثبّت كنيد و تأنّى بجاى آريد و بتعجيل و بىانديشه كارى مكنيد كه خداى تعالى بهر چه شما ميكنيد از خير و شرّ عالم و آگاه است و برو هيچ پوشيده نيست و در آيت دليل نيست بر آنكه ايمان قول به زبان باشد « 2 » براى آنكه حكم اسلام بر تبقيه « 3 » و حقن الدّماء و الاموال است و بر ايمان ثواب است و ايمان بدل باشد و اسلام بجوارح . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 95 تا 96 ] لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً ( 95 ) دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ( 96 )
--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « تحرج بزهمند شد و پرهيز كرد از گناه و توبه كرد و بر آمد از تنگى » پس مراد عقب نشينى و پرهيز و احتراز كردن است . ( 2 ) - نص عبارت تفسير ابو الفتوح در اينجا اينست ( جلد 2 چاپ اول ؛ ص 30 س 6 - 1 ) : « در آيت دليل نيست بر آنكه « ايمان » قول به زبان باشد براى آنكه حكم اسلام از تبقيه و حقن الدماء و الاموال باسلام باشد و بر ايمان ثواب ، و ايمان بدل باشد و اسلام بجوارح ، و نيز در آيت تمسك نيست مجبره را براى آنكه خداى تعالى گفت : ( فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ) براى آنكه اين منت بر قول بيشتر مفسران بر اعزاز و اظهار و اكثار است و بر قول ابن زيد كه گفت : منت باسلام است ، مراد آن است كه بالطاف و توفيق و اقدار و تمكين و ازاحت علت و نصب ادله و اسبابى كه در تكليف تعلق دارد بخداى تعالى تا بنده ايمان آورد و بر ايمان ثبات كند » . ( 3 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى و در تفسير ابو الفتوح و در بعضى نسخ : « تقيه » .